«آل استوارت» و «ویلبرت» شعبدهبازانی هستند که روی صحنه اجرا میکنند. آنها با دخترعموی ویلبرت، «دوروتی مککوی»، روبهرو میشوند و میفهمند که پدربزرگ ویلبرت، «اسکوییزباکس مککوی»، گنجینهای را در تپههای کنتاکی پنهان کرده است؛ بنابراین برای پیدا کردن آن راهی سفر میشوند.