«دیمون» پس از بازگشت به لسآنجلس برای شرکت در مراسم خاکسپاری پدرش، متوجه میشود که برای دریافت سهم خود از ارث خانوادگی، باید به همراه برادرش «موکی» کار کند؛ برادرش که یک موادفروش سابق است و پیش از این باعث شده بود دیمون بورسیه تحصیلی دانشگاه را از دست بدهد. آنها باید پمپ بنزین قدیمی خانواده را حداقل به مدت یک سال فعال نگه دارند. در حالی که این دو برادر بر سر مسائل کوچک و بزرگ مدام با هم جروبحث میکنند، به زودی متوجه میشوند که برای حفظ یک خانواده، چیزی فراتر از پول نیاز است.