کریس به تازگی به ساحل شرقی نقل مکان کرده و پدرش که معتاد به کار است، او را تشویق میکند تا دوستان جدیدی پیدا کند. خوشبختانه تمرینات فوتبال شروع شده و کریس با چند بچه در تیم، از جمله همسایه جذابش مارا، آشنا میشود. وقتی مارا از کریس میخواهد تا برای آزاد کردن چند حیوان که در نمایشگاه محلی مورد آزار قرار میگیرند به او کمک کند، کریس میپذیرد. آنها شبانه به نمایشگاه میروند اما توسط مالک، رئیس نمایشگاه، غافلگیر شده و فرار میکنند. صبح روز بعد کریس متوجه میشود که مومو، یک میمون کوچک دوستداشتنی، در کولهپشتی او پنهان شده است. کریس که نمیخواهد مومو را به چنگال طمعکار مالک بازگرداند، باید راهی برای پنهان کردن او پیدا کند. اما نگهداری از یک میمون مزایایی هم دارد: مارا وقت زیادی را با کریس میگذراند و مومو حتی در زمین فوتبال هم به کریس کمک میکند.