«پرستوی طلایی» یک مبارز مزدور است که توسط دولت محلی استخدام شده تا پسر ربوده شده فرماندار را نجات دهد. گروهی از شورشیان او را گروگان گرفتهاند و در ازای آزادیاش، خواستار آزادی رهبر خود از زندان هستند. پس از یک درگیری کوتاه با این گروه در یک رستوران محلی، یک ولگرد دائمالخمر به نام «گربه مست» به پرستوی طلایی ملحق میشود تا او را در ماموریتش یاری کند.