داستانی درباره چهار پسر که معتقدند زادگاهشان نفرین شده است. الکس، کامیلو، دیوید و راجر توسط «رمدیوس» (یک جادوگر محلی) استخدام میشوند تا «مرد خندان» را پیدا کنند که یک طلسم شانس گمشده متعلق به تمدن مایا است. پسرها موافقت میکنند که اگر رمدیوس نفرین شهر را باطل کند و به تیم فوتبال کمک کند تا دوباره پیروز شود، مرد خندان را پیدا کنند.