دیو پترسون وکیلی موفق، خوشتیپ و کارگرا است که به ندرت برای دختر نوجوانش، کارن، وقت میگذارد. روتین زندگی آنها اینگونه است که دیو کار را به وقتگذرانی با او ترجیح میدهد و کارن به دفترچه خاطرات یا آیپاد خود پناه میبرد. وقتی دیو دعوتنامه بیست و پنجمین سالگرد فارغالتحصیلی دبیرستانش را باز میکند و عکسهای قدیمیاش را میبیند؛ شخصی که دیگر شباهتی به او ندارد؛ شروع به برقراری ارتباط مجدد با دوستان قدیمی، از جمله اعضای گروه موسیقی دوران دبیرستانش میکند. ناگهان دیو راههایی برای گذراندن وقت بیشتر با کارن پیدا میکند و برای اولین بار، حرفهاش را به تعویق میاندازد.