در طول جنگ استقلال تگزاس در سال ۱۸۳۶، جیم بووی، پیشگام و مرزنشین آمریکایی، تگزاسیهای شورشی را به احتیاط دعوت میکند. آنها به حرف او گوش نمیدهند چون او شهروند مکزیک، همسر دختر نایبحاکم مکزیکی استان و دوست ژنرال سانتا آنا از زمان مبارزات مشترکشان برای استقلال مکزیک است. سانتا آنا پس از ۲۲ سال ریاستجمهوری، بیش از حد قدرتمند و متکبر شده است. او با مشت آهنین بر مکزیک حکومت میکند و اجازه خودگردانی به تگزاس نمیدهد. بووی در تلاش تگزاسیها برای استقلال، در کنار آنها قرار میگیرد و با توجه به قدرت و ذکاوت سانتا آنا، بر استراتژی محتاطانه تاکید میکند. با وجود اختلاف نظر، آنها از بووی میخواهند که در آخرین ایستادگی در «آلامو» علیه نیروهای بسیار بیشتر ژنرال سانتا آنا، رهبریشان کند.