«یونپنگ» و خدمتکارش در یک شب تاریک برای فرار از دست راهزنان و ارواح احتمالی، در یک مسافرخانه روستایی اقامت میکنند. اما یونپنگ با چیزی بسیار خطرناکتر روبرو میشود! او بهطور تصادفی «آنو» زیبارو را برهنه در تختخواب میبیند و برای جبران بیادبیاش مجبور به ازدواج با او میشود. به دلیل زیبایی آنو، پذیرش این درخواست چندان دشوار نیست؛ تا اینکه او به عمهها و عموهای یونپنگ معرفی میشود. آنها متوجه درخشش سبز و وحشتناک او میشوند و پی میبرند که او روحی از دنیای مردگان است. اما حقیقتی تاریکتر در مورد حضور او وجود دارد که ممکن است انتقام از خانواده همسرش باشد.