پسر نه سالهای به نام جوی، پس از مرگ تراژیک پدرش، قدرتهای ماورایی پیدا میکند که به او اجازه میدهد اشیاء بیجان را با ذهنش حرکت دهد، چیزها را به آتش بکشد و حتی با پدر فوت شدهاش ارتباط برقرار کند. اما همه چیز برای جوی خوب پیش نمیرود؛ چرا که قدرتهای جدید او به طور تصادفی یک نیروی شیطانی ماوراءالطبیعه را بیدار میکند که در بدن یک عروسک خیمهشببازی قدیمی در خانهای متروکه گرفتار شده بود. این عروسک شیطانی قدرتهایی مشابه جوی از خود نشان میدهد و به زودی زندگی تمام اطرافیان جوی را به خطر میاندازد، زیرا نقشههای شومی برای قدرتهای خاص جوی در سر دارد.