وقتی دکستر مانرو و همسر جدیدش جولیت ازدواج میکنند، تصمیم میگیرند با خریدن یک کلبه مخروبه و بازسازی آن، از دخالتهای پدر جولیت فرار کنند. اما وقتی معلوم میشود کلبه بسیار ویرانتر از آن چیزی است که فکر میکردند و هزینه تعمیرات بسیار فراتر از بودجه آنهاست، این زوج جوان ناچار میشوند در نهایت از پدر جولیت کمک بخواهند. طولی نمیکشد که او یک سازنده بیکفایت به نام جاش ویکس را استخدام میکند و اوضاع از بد به بدتر تبدیل میشود.