فردی منینگ، یک سمپاش ناامید و پدر مجرد، ناخواسته پولهای یک باند مافیایی را میدزدد و سپس آن را گم میکند و حالا واقعاً به دردسر افتاده است. بنابراین وقتی یک کلیسای باپتیست مخروبه، او و بهترین دوستش جونیور را با کشیشهای جایگزین اشتباه میگیرند، او از این فرصت که ممکن است جانش را نجات دهد، نهایت استفاده را میبرد.