جوبی یاکیو، نابغه بیسبال، ترسناکترین و خطرناکترین نوجوان بزهکار در سراسر ژاپن است. جوبی پس از اینکه به طور تصادفی با یک پرتاب توپ آتشین و مرگبار باعث مرگ پدرش شد، بیسبال را کنار گذاشت و به راه خلاف رفت. او اکنون در ۱۷ سالگی به کانون اصلاح و تربیت نوجوانان پتروداکتیل که مخصوص مجرمان سابقهدار است فرستاده شده است. مدیر این مرکز، ایشیهارا، که نوه یکی از همدستان نازیها در جنگ جهانی دوم است، این موسسه را با مشت آهنین و کمک مشتاقانه دستیار سادیستیاش، ایلسا، اداره میکند. جوبی پس از ورود به این جهنمدره، به زودی از فرماندار میفونه متوجه میشود که برادر کوچکترش، موساشی، که مدتها پیش گم شده بود نیز پس از یک سری قتل در آنجا زندانی بوده، اما از آن زمان به طرز مرموزی جان باخته است...