وقتی شش دوست برای فراری کوتاه از هیاهوی شهر به حومه پناه میبرند، عمارت روستایی که اجاره کردهاند آنقدرها هم که فکر میکردند آرامشبخش از آب درنمیآید. با شروع پدیدههای عجیب، فضای شاد مهمانی خیلی زود تلخ میشود. اعضای گروه در ابتدا تلاش میکنند این اتفاقات را منطقی جلوه دهند، اما اوضاع به سرعت به سمت رویدادهای ماوراءالطبیعه وحشتناک و در نهایت، تسخیر آشکار بدن جورجیو پیش میرود. گروه وحشتزده و ناامید، از کشیش محلی التماس میکنند تا این نیروی ناپاک را جنگیری کند. اما قدرتهای شیطانی این موجود ممکن است فراتر از توان کشیش و تهدیدی بسیار بزرگتر از تصور هر یک از آنها باشد.