ونسا وینزور، ستاره خسته و دلزده سینما، پس از اینکه توسط یک بازیگر فرعی جذاب به نام کریس فارلی از حادثهای در استودیو نجات مییابد، به او علاقهمند میشود و طولی نمیکشد که کریس به عنوان سرایدار خانه ساحلی او مشغول به کار میشود. پنی، دختر بالغ، جذاب و الکلی ونسا، به طور تصادفی با کریس ملاقات میکند؛ کسی که او را از دست یک دوستپسر مزاحم نجات میدهد. پیش از آنکه متوجه شوید، کریس همزمان با مادر و دختر وارد رابطه میشود و تنها راه نجاتش این است که نقشی را در یک فیلم مکزیکی درباره ارکیدههای آدمخوار بپذیرد.