چو تونگ مردی هوسران است که قرار شده به همراه خواهر زشتش، گات، با شریکهایی که خودشان انتخاب نکردهاند ازدواج کنند. چو که پسری وظیفهشناس است، موافقت میکند که با برنامههای مادرش همراه شود. داستان زمانی پیچیده میشود که چو با «سفیدبرفی» زیبا ملاقات میکند و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند، تصمیمی که مادر بزرگوارش نیز با تمام وجود با آن موافقت میکند.