سوفیا شهر را به مقصد یک شهر کوچک ترک میکند. او در آنجا با نیکو و ساکنان «کازا کاراکول» آشنا میشود؛ یک اقامتگاه جایگزین در دل جنگل. پس از شبهای پر از مهمانی و رفاقت، سوفیا عاشق نیکو میشود و به زندگی «جادویی» این روستا میپیوندد.