زن این داستان سیلویا راسل است؛ زنی تشنه قدرت با اهدافی مشخص. او برای دستیابی به این اهداف، با بیرحمی خود را وقف پسر و دخترش میکند تا بتواند مالک آنها شده و هدایتشان کند. او با فاسد کردن یک دختر خدمتکار و استفاده از او برای بدنام کردن دامادش، به شکلی زیرکانه زندگی مشترک دخترش را نابود میکند و به آرامی اعتماد به نفس شوهر دستوپاچلفتی و بیجاهطلبی خود را در هم میشکند...