یک پزشک جوان که در حال استراحت از کار است، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و پلیس حتی نمیتواند سرنخی از انگیزه احتمالی پیدا کند. بازرس ال گوردون تصمیم میگیرد چند مأمور را در بیمارستان مستقر کند و یکی از آنها فرد روان است؛ کارآگاهی با تجربه به عنوان پزشک ارتش که خود را به عنوان یک کارورز جا میزند. آنچه روان با آن مواجه میشود، دنیایی پر از فشار است که در آن کارورزان به شدت از نظر زمان، خواب، انرژی و بیش از همه پول در مضیقه هستند و روی خط باریکی در لبه فاجعه شخصی و حرفهای قدم میزنند.