در پادشاهی مغولها، شاهزاده رودگیتو-سینگ، افسر جوان قصر، عاشق زمگالی میشود؛ شاهزادهخانم اسیری که توسط خان بزرگ زندانی شده و مورد طمع اوست. او با فرار از کشور به پاریس پناه میبرد و ظاهر آراستهاش باعث میشود به عنوان بازیگر در یک شرکت فیلمسازی فرانسوی استخدام شود. مشکل اینجاست که آنا، ستاره فیلم، به او علاقهمند میشود؛ موضوعی که باعث نارضایتی مورل بانکدار، تهیهکننده فیلم و معشوق آنا میشود.