جینا مادری مهربان و فداکار برای پسر کوچکش است. یک روز در حالی که برای خرید ماسک هالووین با او بیرون رفته است، پسرش به طور تصادفی توسط یک مسلح ژاپنی که قصد کشتن اعضای باند رقیب را داشت، از ناحیه قفسه سینه مورد اصابت گلوله قرار میگیرد. جینا متوجه میشود که ضارب تصویری از یک ببر آبی روی سینهاش دارد. او به فردی وسواسی تبدیل شده و تصویر یک ببر قرمز مشابه را روی پوست خود خالکوبی میکند. سپس قاتل را ردیابی کرده و برای مرگ او نقشه میکشد؛ مسیری که او را به دنیای مافیای ژاپن میکشاند.