روز تولد پورکی است. عمویش برای او یک کرم ابریشم میفرستد که با شنیدن کلمه «بدوز» لباس تولید میکند. پورکی بعد از تولید یک جوراب و یک سوتین، کرم را در جیبش میگذارد تا برای مهمانی آماده شود. او از مقداری تونیک مو استفاده میکند، سپس سگش «بلک فیوری» مقداری از آن را میخورد که ۹۹ درصد آن الکل است. مهمانان از راه میرسند: یک پنگوئن و یک غاز. پنگوئن در حال بلعیدن غذا، تصادفاً کرم را قورت میدهد و کرم شروع به تولید کلاههای سیلندری میکند که درون سر پنگوئن باز میشوند. غاز روشهای خشنتری را برای درمان این مشکل امتحان میکند. در همین حال، سگ پورکی که دهانش از کف ریش پر شده، به داخل میدود و همه فکر میکنند هار شده است.