کلی هاردین، معاون مارشال ایالات متحده، در آستانه تحویل دادن نشان خود و پذیرفتن سمت کمیسر امور سرخپوستان منطقه است تا اینکه بن تامپسون بدنام، مارشال را هنگام تلاش برای دستگیری به قتل میرساند. کلی به یک شغل پشتمیزنشینی و نامزدش پشت میکند تا باند تبهکاران را تعقیب کند. این گروه کوچک در طول مسیر با یک جایزهبگیر و یک زن زیبای دورگه همراه میشوند و رد تبهکاران را تا قلمرو آپاچیها دنبال میکنند؛ جایی که این مامور قانون متوجه میشود قانونشکنان قصد دارند تفنگهای تکرارکننده را به سرخپوستان بفروشند.