برونو، یک جنایتکار سادیستی، میخواهد لئو، کلاهبردار باهوش را از سر راه بردارد. لئو و همسر به همان اندازه باهوشش، لیلی، نقشهای در سر دارند. جولیوس نیز نقشه خود را دارد: او لئو را استخدام میکند تا گلوریا، همسر جولیوس را بکشد. لئو این کار را انجام میدهد، اما بعد جولیوس با فیلمی از صحنه قتل ظاهر میشود و میگوید گلوریا همسر او نبوده و این یک باجگیری است. تروی، کارساز شرطبندی لئو نیز به او فشار میآورد و پولش را میخواهد. برونو و لیلی و همچنین برونو و جولیوس کلاهبرداریهای خودشان را پیش میبرند و لئو هدف آنهاست. شاید لئو بتواند تروی را از سر خود باز کند، از دست موس (مأمور تنومند برونو) فرار کند، جسد گلوریا را به خارج از انگلستان بفرستد، ورق را علیه کاسپار، برادر آدمکش برونو برگرداند و دست لیلی را بخواند. یا شاید لیلی او را بازی داده است؟ این یک سیرک تمامعیار است.