وانگ هو چیو، غول املاک و مستغلات، پس از ربوده شدن و کشته شدن دخترش دیزی، درد و رنج بزرگی را متحمل میشود. او به بادیگارد مورد اعتماد خود، چور، روی میآورد تا عاملان این جنایت را پیدا کرده و انتقام بگیرد. وانگ هو چیو یک قدم فراتر میرود و به چور دستور میدهد تا از اعدام هر یک از آنها فیلمبرداری کند. هنگامی که چور آخرین عامل جنایت را ردیابی میکند، وانگ هو چیو تصمیم میگیرد خودش آن شخص را بکشد. اما وقتی او از گذشته این فرد مطلع میشود، دچار تردید میشود...