آرچی به صورت پارهوقت در سردخانه عمویش کار میکند و به همین دلیل توسط چند نفر از بچههای محبوب مدرسه مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. مزاحمان او در یک تصادف رانندگی کشته میشوند و اجساد آنها به سردخانه عمویش آورده میشود. آرچی در حال کار در اواخر شب در سردخانه است که متوجه طوفانی در حال وقوع میشود. صاعقه برخورد میکند و آنها زنده میشوند! قلدرهای شیکپوش اکنون در قالب زامبیها به شکنجه کردن او ادامه میدهند!