میسی راویر، دختر نمایشگر بذلهگو، وقتی کارفرمای جدیدش نمایش را زودتر از موعد تعطیل میکند، خود را در شهر کوچکی در وایومینگ سرگردان میبیند. او با چارلز «اسلیم» مارتین، سرکارگر مزرعه، ملاقات میکند؛ آن هم زمانی که اسلیم او را به دزدیدن کیف پولش متهم میکند. در نهایت میسی به عنوان خدمتکار برای مالکان مزرعه، کلیف و سیبیل، استخدام میشود که تلاش میکنند زندگی مشترک پر از تنش خود را پس از خیانت سیبیل با یک گاوچران، سروسامان دهند.