پورکی سعی میکند به مرغهایش غذا بدهد، اما چند اردک ذرتهایی را که او میریزد میدزدند و سپس اعلام جنگ میکنند. نبرد سختی میان اردکها و مرغها درمیگیرد که گاهی به مبارزه تنبهتن بالها و گاهی به حملات هوایی کشیده میشود. در نهایت پورکی با یک مسلسل دستساز که از یک ماشین لباسشویی دستی و یک کیسه ذرت ساخته، ورق را برمیگرداند؛ اما اردکها همچنان در پایان به او میخندند.