فو مانچو یک پزشک مذهبی را میرباید و او را مجبور میکند تا با جراحی، یکی از راهزنان هیپنوتیزمشدهاش را به همزاد قاتل دشمن دیرینهاش، بازرس نایلند اسمیت از اسکاتلندیارد تبدیل کند؛ این اقدام بخشی از نقشه او برای تبدیل شدن به رهبر جنایتکاران جهان است.