وقتی باز، یک کتابفروش، دیانا را فریب میدهد تا فکر کند دوستش استنلی همه چیز را درباره آفریقا میداند، آنها ربوده میشوند و به آنها دستور داده میشود تا دیانا و مزدورانش را به سمت یک قبیله آفریقایی برای یافتن ثروتی از جواهرات هدایت کنند.