پس از شکست سنگین دیگری که پری به دادستان کل تحمیل میکند، تصمیم میگیرد برای تعطیلات به چین برود. او در آستانه سفر است که رودا، معشوقه قدیمیاش، را در یک رستوران ملاقات میکند. به نظر میرسد شوهر رودا، ماکسلی، که گمان میرفت چهار سال پیش مرده است، زنده است و از آنجا که رودا با مرد ثروتمندی ازدواج کرده، از او باجخواهی میکند. با پیدا شدن جسد ماکسلی توسط پلیس و متهم شدن رودا به قتل، پرونده وارد مرحله بحرانی میشود.