کیس سیلورثورن، قمارباز حرفهای، میخواهد کار خود را رها کند و در مزرعه کوچکی در مارلپاین که اخیرا خریده بازنشسته شود. در راه، او جان کلانتر را که در کمین افتاده نجات میدهد. با این حال، مرد دیگری به نام ویل داناوان، یعنی همان کسی که مزرعه را از او خریده بود، کشته شده است! نه کلانتر و نه فرزندان داناوان از این معامله خبر ندارند. بنابراین کیس مجبور میشود به حرفه قبلی خود بازگردد تا وضعیت را روشن کند. او در این مسیر با گروهی از سارقان احشام مواجه میشود.