یک مامور امور سرخپوستان فرستاده میشود تا رویکرد جدیدی را برای صلح با قبیله آپاچی، بر پایه احترام به استقلال آنها به جای تسلیم شدن در برابر ارتش، امتحان کند. او موفق میشود اعتماد روسای منطقه و بیوه سرخپوستی را که به عنوان خدمتکار خانهاش به او معرفی شده جلب کند. با استفاده از دیپلماسی و نشان دادن اعتماد به رهبران آپاچی، این منطقه در مسیر خودگردانی قرار میگیرد. در این میان، تنشهایی میان بیوه سرخپوست و همسر شرقی او شکل میگیرد، اما همسرش هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارد.