گیل کایل خود را درگیر سیاستها و ناآرامیهای جنگ داخلی آمریکا میبیند و به زودی برای قتلی که مرتکب نشده پاپوش دوخته میشود. تنها شاهد بیگناهی او کندیس برانسن است که به جبهه ائتلاف جنوب کمک میکند و منطقه را برای تحویل یک پیام حیاتی درباره محموله طلای یانکیها ترک کرده است. بنابراین کایل به تعقیب او میپردازد و در این راه با اشرار، ماموران دولتی و چریکهایی مواجه میشود که بیشتر به دنبال سود شخصی هستند تا آرمانهای جنگ.