وقتی جیمیبوی سرخپوست به قتل یک مرد سفیدپوست متهم میشود، به مزرعه اسمیت فرار میکند؛ مردی که به دلیل بزرگ شدن توسط آنتوان سرخپوست قدیمی، به مدارا با سرخپوستان معروف است. اسمیت به جیمیبوی در برابر کلانتر بدجنس کمک میکند و قول میدهد که در دادگاه از او دفاع کند و به این ترتیب او را متقاعد میکند که خود را تسلیم پلیس کند.