پس از فرار گروهی از محکومان از زندان، آنها در حیات وحش پناه میگیرند. در حالی که بیشتر اعضای گروه جامعهستیزانی بیرحم هستند، جیم کانفیلد مردی بیگناه است که با اتهامات واهی زندانی شده بود. وقتی کانفیلد و همراهان فراریاش به یک سکونتگاه کشاورزی منزوی میرسند که مردانش همگی رفتهاند، این امر باعث ایجاد تنش با زنان محلی میشود. اوضاع زمانی وخیمتر میشود که شایعاتی درباره پولهای پنهانشده مطرح میشود و کانفیلد متوجه میشود مردی که برای او پاپوش دوخته بود، عضوی از این جامعه است.