یک مجری محبوب برنامههای صبحگاهی تلویزیون، توسط نامزدش روی آنتن زنده تحقیر میشود و به شهر کوچکی پناه میبرد. او در آنجا به یک هنرمند نوپا کمک میکند تا یک مرکز هنری محلی را برای بچههای شهر نجات دهد؛ آن هم از طریق کمک به آنها در ساخت ارابه نمایشیشان برای رژه سالانه کریسمس.