در اواسط دهه ۱۹۸۰، استودیوهای انیمیشنسازی افسانهای والت دیزنی دوران سختی را سپری میکردند. هنرمندان به دو دسته تقسیم شده بودند: تازهواردهایی که تشنه نوآوری بودند و قدیمیهایی که هنوز آماده واگذاری کنترل نبودند. این شرایط منجر به مجموعهای از شکستها در گیشه و پیشبینیهای بدبینانه شد؛ شاید بهترین دوران انیمیشن به پایان رسیده بود و شاید دیگر برای مردم اهمیتی نداشت. فقط یک معجزه یا یک طلسم جادویی میتوانست پایانی خوش رقم بزند. «بیدار کردن زیبای خفته» یک افسانه نیست. این داستان واقعی از چگونگی بازیابی جادوی دیزنی با تولید خیرهکننده آثار پرفروشی چون «پری دریایی کوچولو»، «دیو و دلبر»، «علاءالدین»، «شیرشاه» و آثار دیگر در یک دوره ۱۰ ساله است.