زندگی اوبر دو تارتاس زمانی کاملاً به هم میریزد که پدربزرگ همسرش پس از گذراندن ۶۵ سال در خواب زمستانی منجمد در قطب شمال، از زیر خاک بیرون کشیده میشود. مرد یخزده پس از ذوب شدن یخهایش، باور دارد که هنوز در آغاز قرن است. از هیچ تلاشی برای زنده نگه داشتن این توهم دریغ نمیشود. اوبر که به آخر خط رسیده، حقیقت را فاش میکند و مرد دوران ادواردین را به یک گردش دیوانهوار در قرن بیستم فوقمدرن میبرد.