بارون فیلیپ ورشکسته، روزی با یک گروه از بازیگران سیار به رهبری هرود ملاقات میکند. او که مجذوب ایزابلا، بازیگر نقش دختر سادهدل، و همچنین پویایی و اشتیاق اعضای گروه شده است، جای شاعر درگذشته گروه را میگیرد. فیلیپ در طول اجراها به کاپیتان فراکاس تبدیل میشود. از سوی دیگر، ایزابلا عاشق فیلیپ است اما به دلیل نداشتن اصالت اشرافی، ازدواج با او را نمیپذیرد تا به موقعیت بارون آسیبی نرسد. روزی دوک والومبروزا که شیفته ایزابلا شده، توسط فیلیپ به خاطر تعرض به دختر به دوئل دعوت میشود. دوک پس از شکست، مردانش را به جان فیلیپ میاندازد و ایزابلا را میدزدد. بازیگران برای نجات او به قلعه دوک حمله میکنند. این بار والومبروزا به شدت مجروح میشود و پدر دوک که به صحنه شتافته، متوجه میشود ایزابلا دختر زنی است که زمانی بازیگر بوده است. اکنون دیگر هیچ مانعی بر سر راه پیوند فیلیپ و ایزابلا، زیر نگاه مهربان هرود و اسکاپین وجود ندارد.