کیت سافل همسر رئیس یک زندان در پیتسبورگ و مادر چهار فرزند است. اد بیدل قاتل محکومی است که به همراه برادرش جک در بخش اعدامیها در انتظار اجرای حکم به سر میبرد. وقتی کیت در جریان جلسات کتابخوانی انجیل برای زندانیان با ادی ملاقات میکند، مجذوب او میشود و آنها رابطهای پنهانی را آغاز میکنند. او موافقت میکند که به فرار این دو برادر کمک کند و همراه با آنها سفری پرمخاطره را به سوی آزادی در کانادا آغاز میکند.