ایوا و کت از زندگی بیدغدغه خود در قایق مسکونیشان روی کانالی در لندن لذت میبرند؛ تا اینکه با مرگ حیوان خانگیشان، رویای مادر شدن ایوا دوباره شعلهور میشود. کت فقط میخواهد یک گربه جدید بیاورد. اما وقتی راجر، صمیمیترین دوست کت، از بارسلون به دیدن آنها میآید، آنها در یک لحظه مستی تصمیم میگیرند که او میتواند اهداکننده اسپرم برای ایوا باشد. اما این تصمیم چه عواقبی برای این زوج همجنسگرا، پدر بیولوژیکی، فرزند و روابط آنها با یکدیگر خواهد داشت؟