دو برادر، یکی درستکار و دیگری بیمسئولیت، عاشق یک زن هستند. زن عاشق برادر اشتباهی میشود و حتی پس از اینکه مرد او را ترک میکند، همچنان به او وفادار میماند. اما برادر درستکار همچنان ثابتقدم و در دسترس است. آنچه در اینجا غیرعادی است، علت ناپدید شدن برادر بد است. مارک پس از اینکه متوجه میشود فرزندی که در راه دارند دچار ناهنجاریهای ژنتیکی شدید است، همسرش دایان را ترک میکند. با این حال، دایان مصمم است فرزندش را با حمایت مادرش و برادر مارک، دیوید، که یک پزشک متخصص اطفال است و عشقش به دایان ناگفته اما آشکار است، به دنیا بیاورد. آنها چگونه با چالشهای بزرگ کردن این دختر کوچک به نام جولیا کنار میآیند؟