دنی چرچیل، پسر یک خانواده ثروتمند، به خوشگذرانی، معاشرت با زنان و آوازخوانی علاقه دارد اما میانهای با تحصیلات عالی ندارد. بنابراین پدرش او را به دانشکدهای کاملاً مردانه در غرب کشور میفرستد، جایی که قاعدتاً تا فرسخها هیچ زنی در آن پیدا نمیشود. اما دنی پیش از رسیدن به مقصد، متوجه پاهایی میشود که از زیر یک خودروی خراب بیرون زدهاند. این پاها متعلق به جینجر گری، نوه رئیس دانشکده است؛ دختری که بیشتر به فکر نجات این دانشکده ورشکسته است تا اینکه بخواهد فریب حرفهای عاشقانه دنی را بخورد. دستکم در ابتدا اینطور به نظر میرسد...