دوریس ورتینگتون، زن زیبا و اشرافی، در حال پذیرایی از مهمانانش در کشتی تفریحی خود در اقیانوس آرام است که کشتی به یک صخره مرجانی برخورد میکند و غرق میشود. او به کمک یک ملوان آوازخوان به نام استیون جونز خود را به یک جزیره میرساند. دوستش ادیت، عمو هیوبرت و شاهزادگان مایکل و الکساندر نیز به همان جزیره میرسند، اما همگی در هنر بقا بیعرضه و بیمصرف ظاهر میشوند. ملوان تنها کسی است که مهارتهای عملی برای زنده ماندن را دارد، اما دوریس و دیگران رهبری او را نمیپذیرند و به او بیمحلی میکنند. این وضعیت تا زمانی ادامه مییابد که او بساط کباب صدف راه میاندازد و بوی خوش آن را به سمت چهرههای گرسنه آنها میفرستد. گروه کمکم تسلیم رهبری او میشوند و حالا تنها سوال این است که آیا دوریس هم تسلیم جذابیت او خواهد شد یا خیر.