پسرعمو و دخترعموهای عجیب و غریب خانواده هارت شامل بلاسم خواننده، هری کلاهبردار و چیکیتا مکانیک (که از طریق دندانهایش امواج رادیو را دریافت میکند!)، عمارت مگنولیا را در یک مزارع جنوبی به ارث میبرند؛ اما این عمارت مخروبهای پر از موریانه و بدهی مالیاتی از آب درمیآید. خوشبختانه، گروهبان راکی فالتون از پادگان ارتش در آن نزدیکی با نقشهای برای تبدیل این مکان به هتل همسران ارتشیها از راه میرسد؛ اما برای پرداخت بدهیها تا آن زمان، آنها تصمیم میگیرند یک نمایش اجرا کنند. البته در این میان، ماجراهای عاشقانه و نظامی دستوپاگیر میشوند...