پس از آنکه الیزابت لوید، دختر زیبای جنوبی، برای ازدواج با جک شرمن یانکی فرار میکند، پدرش که سرهنگ سابق ارتش کنفدراسیون در طول جنگ داخلی بوده، عهد میکند که دیگر هرگز با او صحبت نکند. چندین سال میگذرد و الیزابت به همراه همسر و دختر خردسالش به زادگاه خود بازمیگردد. دختر کوچک دل پدربزرگ سرسخت خود را به دست میآورد و تلاش میکند تا رابطه او و مادرش را بهبود بخشد.