در بیمارستان هیون، یک بخش مردان بیشتر از کل بیمارستان آشوب به پا کرده است. حضور رئیس سرسخت بیمارستان هر بار که از آنجا عبور میکند لرزه بر اندام همه میاندازد و تنها رکیت است که در مقابل او میایستد. یک سرهنگ وجود دارد که مایه دردسر همیشگی است، یک پرستار دستوپاچلفتی، یک رابطه عاشقانه میان تد یورک و پرستار دنتون، و بل که میخواهد هالوکس والگوس پای خود را فوراً جراحی کند؛ بنابراین بیماران پس از نوشیدن چند پیک، تصمیم میگیرند خودشان دست به کار شوند و جراحی را انجام دهند!