مرد جوانی که توسط یک شمشیرساز مشهور به فرزندی پذیرفته شده است، متوجه میشود که پدر واقعیاش به دست راهزن قدرتمندی به نام لانگ کشته شده است. او برای انتقامجویی راهی سفر میشود اما با اراذل و اوباش بیرحم صحرا درگیر شده و در این راه دست راست خود را از دست میدهد. او پس از مداوا و بهبودی، یاد میگیرد که نقص عضو خود را جبران کند و برای رویارویی با لانگ بازمیگردد.