استیون چو نقش یک وکیل مدافع خودخواه اما در برخی موارد مهربان را بازی میکند که خدمتکارش را برای منافع خود فریب میدهد. اریک کوت که نقش خدمتکار را بازی میکند، با تصور اشتباهی که از عشق دارد گمراه میشود و چو را ترک میکند و قسم میخورد که دیگر هرگز در زندگی به کمک او نیاز نخواهد داشت. مدت کوتاهی بعد، کوت با بریتانیاییها دچار دردسر بزرگی میشود و در آستانه اعدام قرار میگیرد و از چو کمک میخواهد. چو تلاش میکند به موکلش کمک کند، اما وقتی مجبور میشود طبق قوانین غربی در دادگاه بجنگد، خود را کاملاً غریبه با شرایط میبیند.