سام، یک دیرینهشناس مستقل و ثروتمند، فسیلی را کشف میکند که تفکر تکاملی رایج را به چالش میکشد. سام به طرز مشکوکی کشته میشود و ارث و راز خود را برای برد، نوه اگنوستیک خود به جا میگذارد. همانطور که برد از راز پدربزرگش پرده برمیدارد، به طرز خطرناکی به کسانی نزدیک میشود که برای نابودی کشف سام دست به هر کاری میزنند. برد در حین ملاقات با دستیار سام، وارد سفری طوفانی میشود که در آن عشق و فقدان را تجربه کرده و در عین حال ایمان و عشق را کشف میکند.